روزگار به سختی می گذرد...
ولی میگذرد...
خدایا با اون اتفاقی ک سر امتحان مقاومت افتاد حس میکنم دیگه دستتو حس نمیکنم...
یا منو بیشتر هل بده رو ب جلو
یا روزهاتو هل بده زودتر بگذرن...
خدایا داره سخت میگذره بهم
...
ممنون ک بهم حال دادی امشب زیر بارون باهات قدم بزنم...
(حس کردم بعد ی عالمه غر زدن لازمه ی کوچولو هم ازت تشکر کنم... گرچه جای غرغر کردن و تشکرم عوض شده...)
ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 150