چقدر این شعر در همه زمانی وصف حال منه... چقد دوستش دارم
گفتم ای دل، نروی؟ خار شوی، زار شوی بر سرِ آن دار شوی بی بَر و بی بار شوی
نکند دام نهد؟ خام شوی، رام شوی؟ نپَری جلد شوی، بی پر و بی بال شوی؟
نکند جام دهد؟ کام دهد، ازلب خود وام دهد؟ در برت ساز زند، رقص کند، کافر و بی عار شوی؟
نکند مست شوی؟ فارغ از این هست شوی؟ بعد آن کور شوی، کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟
نکُنَد دل نکَنی، دل بکَنَد، بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟ برود در بر یار دگری، صبح که بیدار شوی!
+مخصوصا بیت چهارم و پنجمش... خیلی دوسش دارم
ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال میکنید
برچسب: شعر 8 ماي 1945,شعر 8 سنين,شعر 8 مارس,شعر 8 ماي,شعر 8 بیتی از حافظ,شعر یادت نره 8,شعر امام 8,شعر دختر 8 ساله,شعر بنات الحلقة 8,شعر عن 8 مارس, نویسنده: بازدید: 125