دلنوشته(71)

خرید بک لینک

تولد ریحانه

امروز عصر بعد از کلاس رفتیم تولد ریحانه... از قبل برنامه چیدیم برای سوپرایز و خیلی هم خوشگذشت و کیک هم خریدیم و بجای کادو کافی شاپ رزرو کردیم... خیلی خندیدیم... خداروشکر... خیلی خوش گذشت...

موقع برگشت ارزو کردم ی روزی بیاد ک منم برات تولد بگیرم... 16روز دیگه تولدته... از ابان متنفرم...

ن ب شبای قبل ک دیر دیر میومدی تلگرام ن ب امشب... از عصری انلاینی... البته میدونم درحال ترجمه ای کار میکنی... ولی ی استراحتی هم ب چشما و کتف و کمر و دستات بده... البته ب من ربطی نداره برا خودت میگم... اذیت میشی...ن ک فک کنی نگرانتم هااااا.. اصن برام مهم نیستی دیگه... ب من چ اصلا

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 16:24

صفحه بندی