دلنوشته(49)

متن مرتبط با «عکس نوشته 3ali3» در سایت دلنوشته(49) نوشته شده است

دلنوشته(130)

  • نیلوبلاگ

    چقد بی حوصله ام...xa0 چقد حالم خرابه چقد الان نیاز دارم حرف بزنم...xa0 چقد بده هرچی تو لیست کانتکتات نگاه کنی هیشکی نباشه ک بشه باهاش حرف زد و خالی شد... ک خسته نشه... نذاره بره و بمونی بی جواب... حرفات دم گلوت خفه ت کنه...xa0 چقد دلم میخواد چند ماه بخوابم...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(131)

  • نیلوبلاگ

    چقد اراصبم تنگه... چقد حالم خرابه...xa0 از ی طرف ناراحت حال حمیدرضام... البته خب.. میدونم حالش بده ولی دیگه داره زیاده روی میکنه... بخدا من کاریش نکردم... من تا جایی ک تونستم سعی کردم ارومش کنم ک مث من نشه... ولی الان ی چیزایی تو پروفایلش راجبم مینویسه ک خیلی دلم میشکنه از طرفی نمیدونم کدوم احمقی رفته بدگویی من و فرزانه روپیش ستاره کرده ک ستاره غیر مستقیم تو اینستاش هرچی از دهنش درومد ب ما گفت!! اولش فکر نمیکردم مارو بگه... بعدش ک براش کامنت گذاشتم دیدم کامنتای همه روجواب داده جز منو... فرزانه ه...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(126)

  • نیلوبلاگ

    روزگار به سختی می گذرد...xa0 ولی میگذرد...xa0 خدایا با اون اتفاقی ک سر امتحان مقاومت افتاد حس میکنم دیگه دستتو حس نمیکنم... یا منو بیشتر هل بده رو ب جلو یا روزهاتو هل بده زودتر بگذرن...xa0 خدایا داره سخت میگذره بهم ... ممنون ک بهم حال دادی امشب زیر بارون باهات قدم بزنم...xa0 (حس کردم بعد ی عالمه غر زدن لازمه ی کوچولو هم ازت تشکر کنم... گرچه جای غرغر کردن و تشکرم عوض شده...)xa0...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(127)

  • نیلوبلاگ

    اه چقد از خودم بدم میاد...xa0 ... خدایا تو قول دادی!! قول دادی......

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(128)

  • نیلوبلاگ

    فردا قراره برم پیش ی روانشناس مامان بعد شنیدن وضع و حالم بهم پیشنهاد داد...xa0 هیچ وقت تا این حد حالم بد نبوده خدا هیچ وقت تا الان اینقدر از نظر روحی بم فشار نیاورده بودی...xa0 خداکنه روانشناسه بتونه بهم کمک کنه چند شبی از تپش قلب نخوابیدم و امشب خیلی خسته ام خدایا حتی مهدی هم ازم گرفتی... مگر بودن من با او چقدر از دنیایت را میگرفت؟؟ این همه ادم داری اون ی دونه برا من میموند چی میشد؟؟ کاش همون شب ک روبروش ایستاده بودم عمرم تموم میشد.... کاش تموم میشد ک بعدشو نمیدیدم...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(129)

  • نیلوبلاگ

    مهدی من؟؟ آهم کردی؟؟ بخدا خیییلی داره سخت میگذره از در و دیوار داره برام میباره اینقدر تو این سه هفته بد اوردم... انقدر بد اوردم ک نگو....xa0 مهدی دلتنگتم مهدی خیییییلی حالم بده خدا دیگه هیچی برام نذاشته...xa0 مهدی اگه بودی الان همش میگفتی فدای سرت میگفتی درست میشه اگه بودی خیییلی اروم بودم اگه بودی اصن غمم نبود هرچی خدا بلا سرم میاورد اگه بودی که سه هفته هرروزم ب گریه نمیگذشت مهدی اگه بودی اینقد حالم بد نبود ک..xa0 اگه میدونستی چ حالی ام اگه میدونستی دلم داره میمیره..xa0 اگه میدونستی تو این مدت...

    ادامه مطلب
  • عکس نوشته(12)

  • نیلوبلاگ

    عکس پروفایلت!!xa0 حالم بهم میخوره از وقتایی ک بخوام حال خوبمو با کارات بد کنم یا فکرای بد ب سرم خطور کنم... بی نظیرت هرکی هست خوش باشی باهاش...xa0 درحال حاضر تنها چیزی ک ارزش نداره تویی! خود خود تو! xa0چون تو کل این 5 سال وجود تو نذاشت ب ارزوم برسم... و الان ک گورتو از زندگیم گم کردی خدا داره دست میکشه رو سرم... حتی اگه کتکمم بزنه باز می ارزه ب زندگی ای ک تو توش باشی... برامم مهم نیست از این خبر خوشحال بشی یا ناراحت...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(121)

  • نیلوبلاگ

    95.9.23 واااااای صبح شددددددد خداشکررررت.... خدایا خیلی دوست دارم.... خدایا حالم خیلی خوبه خدایا مرسییییی...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(122)

  • نیلوبلاگ

    رسیدم از ی سفر سختxa0 از ی سلام شیرین از ی خداحافظی خیلی تلخ...xa0 ساعت 5:47 نماز بخونم و فقط خواب...xa0 ی خواب برای رفع خستگی جسم جسم قدیم و روح جدید مبارکم باشه...

    ادامه مطلب
  • عکس های مشهد

  • دلنوشته(123)

  • نیلوبلاگ

    دیگه هیچ رغبتی ب وبلاگ ندارم... حذفش میکنم ب این زودی ها...xa0 18روز دیگه شروع امتحاناس باید خوب بخونم دیگه هیچ بهونه ای واسه درس نخوندن نیست... خداروشکر فکرمم ک ازاد شد و راحت شدم از دستت...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(124)

  • نیلوبلاگ

    دیگه دلم نمیخواد اینجا فعالیت کنم.... شاید چون ی حسی بهم میگه حضور داری... میای میخونی... شایدم حسم اشتباه باشه ولی وقتی میام اینجا دیگه مثل قبل حرفی برا گفتن ندارم ... فکر نکنم دیگه فعالیت کنم.... شاید حذفش کنم شایدم نکنم...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(125)

  • نیلوبلاگ

    خدایا خوش به حالتxa0 در آن بالاها نشسته ای نه عزیزی از دست داده ای .... نه منتظر آمدن کسی هستی... و نه غم از دست دادن کسی دلت را پرآشوب میکند... چه زیبا گفت شریعتی : خدایا تو را چه کسی در آغوش میگیرد که اینگونه آرامی... .... خدایا من مهدی رو از دست دادم...باورت میشه؟؟ خودم باورم نشده هنوز... همش فکر میکنم بازم چند شب رفته پادگان نیستش... فکر میکنم بازم ازون قهرای طولانیه... فک میکنم ی مدت کوتاهی رفته مسافرت... یا گوشیش شارژ نداره باز...xa0 بهرحال میاد.... همش فکر میکنم بازم میاد... خوش بحالت.. x...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(96)

  • نیلوبلاگ

    عکست همیشه با دیدن این عکس دلم شدیدا میلرزه... دقیقادوتا چیزی ک بهشون حساسم کنار همن تو این عکس فک کنم مال شب قدره ک مشهد بودی... یادم نیست دقیق... فقط میدونم اولین بار ک دیدمش دلم هررری ریخت پایین...xa0 الهی من فدای چشای ناراحتت...xa0 چند شب پیش دوباره خوابتو دیدم...xa0 همون موقع ک خواب دیدم سرمو میبرن... تو خواب بعدی تو بودی بعدا یادم افتاد ولی اصلا یادم نیست چی بود... خیلی سعی کردم یادم بیاد ولی نشد تو خواب کلی باهات حرف زده بودم... :) پ ن:فک نکن فقط خودت میتونی بری مشهد... منم میرم عکسام...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(97)

  • نیلوبلاگ

    دردسر چند شبه میای خوابم مهدی... زیاد یادم نمیمونه خواب هامو... فقط میدونم توهم هستی...xa0 دیشب خواب دیدم نشستم روبروی اینه تو از پشت سرم ایستاده بودی داشتی موهامو شونه میکردی... وقتی کاملا صاف شد نمیدونم از کجا قیچی برداشتی شروع کردی موهامو از سر شونم قیچی کردی.... یهو گفتم چکار داری میکنی مهدی؟؟ گفتی فاطمه موهات خیلی موخوره گرفته بذار برات کوتاهش کنم موخوره هاش بریزه... و شروع کردی ب کات کردن موهام... دقیقا از سر شونه هام کوتاهشون کردی... اینقدر گریه کردم ک نگو... موهامو گرفته بودم دستم میگفتم...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(98)

  • نیلوبلاگ

    11:11 به یادتم... نمیدونم توهم ب یادمی یا نه...xa0 دوستت دارم خیلی ... یه شب که سردم بود به مادرم گفتم هوا که سرد میشه یاد تو می افتم...xa0 طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست تو زل تابستون تو کوچه برف نشست...xa0 تو کوچه برف نشست مسافرا شعرن تو برف و بارونی قطار قلب منه چشم تو پنجره هاش پنجره ها بستن مسافرا خستن ببار تا دم صبح به فکر هیچی نباش...xa0 دونه به دونه غمی غصه به غصه شبم کاشکی یه روز صبح شه کاش فقط ای کاش کاش فقط ای کاش....xa0 بگو شب بخوابه من بیدارم من شبو زنده نگه میدارم...xa0 محسن...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(99)

  • نیلوبلاگ

    اومدی...xa0 فک کنم کربلا بودی مهدی من...xa0 انلاین شدی... اومدی تلگرام... همه بدنم میلرزه اصن ی عکس نمیذاری تلگرامت؟؟ ببینم چ شکلی شدی...xa0 دیروز ک اخبار گفت اتوبوس منفجر کردن تو کربلا کلی دلم لرزید برات...xa0 هی ب خودم دلداری دادم گفتم مهدی نرفته...xa0 خداروشکر ک سالمی نگرانت شدم خدا کنه مریض نشده باشی بیشتر اشناهای ما مریض شدن برگشتن... برات دعا میکنم عزیزم برات دعا میکنم...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(100)

  • نیلوبلاگ

    الهی من قربونت بشم فدای چشمات فدای حالت عزیزدلم انلاینی الهی من قربونت برم چقد دلم برات تنگ شده بود همه کسم چقد دلم برا این صفحه تنگ بود الهی من فدات بشم...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(101)

  • نیلوبلاگ

    95/9/5 امروز اومدی! چ روز قشنگی...xa0 تو ذهنم میمونه امروز خدایا شکرت ک سالمه خدایا شکرت 9595...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته(74)

  • نیلوبلاگ

    سُرُم دیروز ی دونه سرم زدم با امپولی ک باید تو رگی میزدم... و امروز و فردا هم باید رو هم 4 تای دیگه هم بزنم... الانم زیر سرمم چشمام ب شدت خسته ست... میسوزه... دیشب ک پیامارو میخوندم خیلی قشنگ حرف زده بودی...xa0 بدنم کوفته س... انگاری کتک خوردم اینم از سرمم همین الان یهویی... حدود 10دیقه دیگه تمومه... این 10 دیقه رو چشامو ببندم سوزشش بیوفته ...

    ادامه مطلب